گردنبند فروهر دستبند قلب گردنبند گیتار گردنبند magic love
آخرين مطالب
آخرین محصولات فروشگاه
مجله عاشقانه
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات

rafty%20%5BAloneBoy.com%5D رفتی؟ به سلامت!

رفتی؟
به سلامت!
من خدا نیستم که بگویم:
“صد بار اگر توبه شکستی باز ای”!
آنکه رفت، به حرمت آنچه با خود برد، حق برگشت ندارد
رفتنت مردانه نبود، لا اقل مرد باش و برنگرد

تاریخ ارسال : ۳ بهمن, ۱۳۹۱  ,   موضوع : شعر و دل نوشته, متن های عاشقانه
نویسنده :   ,   ۳۴ ديدگاه  ,  
   
moji.junگفته :

درددارد..
کسی تنهایت بگذاردکه به جرم بااوبودن همه تنهایت گذاشته باشند!

[پاسخ]

yaghutگفته :

میگویند یک روزی هست ..که چرتکـه دست میگیرند و حساب و کتاب میکنند …و آن روز تـــو باید تــــاوان آن چه با من کردی را بدهی!فقط نمیدانم ….تاوان دادن آن موقع تـــو ، به چه درد من میخورد!؟

[پاسخ]

yaghutگفته :

انقدر به انسان های روی زمین بی اعتمادشده ام،که میترسم وقتی ازخوشحالی به هوا می پرم،زمین راازیر پاهایم بکشند!

[پاسخ]

نازنین زهراگفته :

رفتی ولی سوگند به زیبایی چشم هایت و به ریزش همیشگی اشکهایم که من به خیال با تو بودن نیز قانعم،خیالت را از من نگیر که خیالت،مهربانترین تصویر جهان است

[پاسخ]

نازنین زهراگفته :

باران که می بارد،دلم برایت تنگ تر میشود،راه می افتم بدون چتر،من بغض میکنم …آسمان….گریه

[پاسخ]

نازنین زهراگفته :

وقتی من آمدم،او منتظر نبود
آن آشنای دی، با من غریبه بود
وقتی من آمدم،چشمش سحر نداشت
انگار او ز من،هرگز خبر نداشت
من خسته از غبار ،در راه او شدم
با من سفر نخواست،همراه او شدم
او دل بریده بود،من بسته دل به او
لغزیده بر فریب،کو مرد من…بگو
از بغض و آه من ،آیینه هم گریست
بعد از سقوط من،درقلب تو که زیست
کو آن نگاه و تب؟،کو التهاب تو؟
تصویر او دوید…در قاب خواب تو
من شعله میکشم ای مرد پر غرور
با من غریبه ای با او پر از عبور
مهری به لب ولی،داغی به دل عیان
دار است شهر تو،من میروم ،بمان

[پاسخ]

دختر بارونگفته :

بعضی ها گریه نمیکنن…ولی از چشماشون معلومه که اشکی به بزرگی یک سکوت گوشه ی چشمهاشون به کمین نشسته…!

[پاسخ]

سحر پاسخ در تاريخ بهمن ۵م, ۱۳۹۱ ۱۰:۱۹:

like

[پاسخ]

دختر بارونگفته :

روزهایی که به امید آمدن کسی دلخوش نیستم

و شبهایی که از نیامدنش دلگیر نمی شوم

بی کسی هم عالمی دارد . . . . ! ! !

[پاسخ]

دختر بارونگفته :

کوروش بزرگ میگوید:

بودن با کسی که دوستت ندارد

و نبودن با کسی که دوستش داری

همه اش رنج است

پس اگر همچون خود نیافتی مثل خدای خود تنها باش

[پاسخ]

سمیراگفته :

ما گشته ایم نیست تو هم جستجو مکن
آن روزها گذشت ، دگر آرزو مکن

دیگر سراغ خاطره های مرا مگیر
خاکستر گداخته را زیر و رو مکن

در چشم دیگران منشین در کنار من
ما را در این مقایسه بی آبرو مکن

راز من است غنچه ی لب های سرخ تو
راز مرا برای کسی بازگو مکن

دیدار ما تصور یک بی نهایت است
با یکدگر دو آینه را روبرو مکن

[پاسخ]

سمیرا پاسخ در تاريخ بهمن ۴م, ۱۳۹۱ ۱۳:۳۱:

در قلب من سراغ غم خویش را مگیر
خاکسترِ گداخته را زیر و رو مکن
————————–
البته بیت دومو اینم دیدم نمیدونم دقیق کدومش درسته…

شعر از فاضل نظری

[پاسخ]

♥هستی♥گفته :

میترسم…
کســـــِ بوی تنت را بگیرد
و تو خو بگیری به ماندنش
چه احساس خط خطـــــِ و مبهمـــــِ !
ای عاشقانه های حسود من….

[پاسخ]

♥هستی♥گفته :

خواستم شعری راجع به آدمها بنویسم
ارزشــــــِ نداشت…
راجع به خودم مــــِ نویسم
که به قول تو: “فرشته ام”
تنهاییم
مثل غسل تعمید پاکم مــــِ کند
از تمام آدمها….

[پاسخ]

♥هستی♥گفته :

دلم
یک مزرعه مــــــِ خواهد
یک تــــــــــــو
یک مــــــــــن
و گندم زاری طلایی رنگ
که هوایش آکنده با عطر نفس های تو باشد….

[پاسخ]

♥هستی♥گفته :

فالمان هر چه باشد
باشد
حالمان را دریاب
خیال کن حافظ را گشوده ای و می خوانی:
” مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید”
یا
“قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود”
چه فرق؟؟
فال نخوانده ی تو
منــــــــــــــم…

[پاسخ]

دختر بارون پاسخ در تاريخ بهمن ۵م, ۱۳۹۱ ۱۰:۴۹:

دوسش داشتم قشنگ بود هستی جان

[پاسخ]

ناشناس پاسخ در تاريخ بهمن ۵م, ۱۳۹۱ ۱۱:۱۸:

عالی بود خیلی خیلی

[پاسخ]

♥هستی♥ پاسخ در تاريخ بهمن ۷م, ۱۳۹۱ ۱۱:۴۲:

ممنون از لطفتون

[پاسخ]

♥هستی♥گفته :

گاهــــــــــِ ندانسته از یک نفر
بتــــــــــِ درست مــــــــــِ کنــــــــــــِ
آنقـــــــــدر بزرگ
که از دست ابراهیم نیــــــژ
کاری بر نمــــــــِ آید….

[پاسخ]

♥هستی♥گفته :

گلیمم را روزی
از آبی بیرون خواهم کشید
که برای برگشتن “تو”
پشت سرت
ریختم
اما تو…

[پاسخ]

yaghutگفته :

مردونه تمومش کن، وقتی که نمی تونی- تو میری و می مونی، این معنی رفتن نیست- این بار تمومش کن، تا وسوسه با من نیست- باید یه نفر از ما، از خاطره ها رد شه – من یا تو…نمی دونم، باید یه نفر بد شه- من پیش تو آرومم، تو پیش من آشوبی- انقدر به من بد کن، باور نکنم خوبی- مردونه تمومش کن ،مردونه تمومش کن، من طاقتشو دارم- هر بار ترحم بود، این بار نمی ذارم.

[پاسخ]

atenaگفته :

مطمئن باش و برو
ضربه ات کاری بود
دل من سخت شکست
و چه زشت به من و سادگی ام خندیدی
به من و عشقی پاک
که پر از یاد تو بود
و خیالم می گفت
تا ابد مال تو بود
تو برو. برو تا راحت تر
تکه های دل خود را آرام سر هم بند زنم

[پاسخ]

atenaگفته :

وقتی عشقت تنهات گذاشت … نگران خودت نباش که بدون اون چی کار کنی،شرمنده ی دلت باش که بهت اعتماد کرد !

[پاسخ]

sina پاسخ در تاريخ بهمن ۵م, ۱۳۹۱ ۰۳:۳۶:

حس کردی دیگه بهت اعتماد نمیکنه ؟؟ بعضی وقتا زور میزنی که یکی دیگه رو پسند کنه اما محلت نمیذاره !! من حفظ ظاهر میکنم و میگم بهش یاد دادم عاشق نشه اما واقعیت اینه که …

[پاسخ]

atena پاسخ در تاريخ بهمن ۲۲م, ۱۳۹۱ ۱۷:۰۵:

سلام سینا جان شرمنده انقد دیر جوابتو میدم آره شده ولی …هی

[پاسخ]

yaghutگفته :

ﺭﺍﻫﯽ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﻏﯿﺮ ﺭﻓﺘﻦ / ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﯿﺮﻭ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪﻡ- ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ / ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺗﻮ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﻡ -ﭼﺸﻤﺎﺗﻮ ﺑﺮﺩﺍﺭ ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻫﻢ / ﺩﺳﺘﺎﻣﻮ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺖ ﺟﺪﺍ ﮐﻦ- ﺑﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻡ ﻋﺰﯾﺰﻡ / ﺍﯾﻦ ﺑﻐﻀﻮ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺑﻮﺳﻪ ﻭﺍﮐﻦ- ﺍﺯ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﺩ ﺷﻮ / ﭼﯿﺰﯼ ﻧﮕﻮ ﺭﺍﻫﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ- ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﯼ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﻣﻦ/ ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﺷﻢ ﻃﺎﻗﺖ ﻧﯿﺎﺭﻡ- ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻤﻮﻡ ﺭﺍﻫﻮ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ / ﺑﯽ ﻣﻦ ﺑﺮﯼ ﺗﻨﻬﺎﯼ ﺗﻨﻬﺎ- ﺍﯾﻦ ﺟﺎﺩﻩ ﺭﺍﻩ ﻫﺮﺩﻭﻣﻮﻥ ﻧﯿﺴﺖ / ﺍﺯ ﻫﻢ ﺟﺪﺍ ﻣﯽ ﺷﯿﻢ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺠﺎ- ﺗﻮ ﺑﯽ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﯽ ﺭﯼ / ﺗﻌﺒﯿﺮ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﻦ ﻫﻤﯿﻨﻪ- ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮ ﺩﻭﯼ ﻣﺎ / ﺍﯾﻦ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺭﺍﻩ ﺯﻣﯿﻨﻪ-

[پاسخ]

yaghutگفته :

درد دارد وقتی مـی رود و هـمه می گوینددوستت نداشـت.و تو نمـی توانی ثابت کنی که هرشـب، با عاشقانـه هایش خوابـت می کرد…

[پاسخ]

malakeye ghasre yakhiگفته :

har baar ke mikhaham
be samtat biayam
yadam mioftad
deltangi
hargez bahaneye khoobi
baraye tekrare
yek eshtebah nist

[پاسخ]

چشمای بارونیگفته :

التماس واسه دیروز بود وقتی ک ساده بودم …
امروز میخوای بری؟؟
هییییییییس …
فقط… خداحافظ !!

[پاسخ]

زینبگفته :

لقمه بزرگتر از دهانت بود به خاطر همین مرا خرد میکردی تا اندازه شوم

[پاسخ]

لیلاگفته :

زندگی باید کرد

گاه با یک گل سرخ

گاه با یک دل تنگ،

گاه باید بارید بر سر صخره سنگ

گاه باید رویید در پس این باران

گاه باید خندید بر غمی بی پایان…!!!

[پاسخ]

زینبگفته :

کاش هیچ وفت نمیدیدمش.سالها به تنها بودن و درد کشیدن عادت کرده بودم.اینقدر اصرار و ابراز علاقه که باور کردم خدا من را هم دیده!اما بعد فهمیدم اینهمه اصرار تنها برای من نبود………حالا چه کنم که روحم جانم قلبم محو عشق اوست و او می تازد در بی تعهدی………

[پاسخ]

maryamگفته :

baz ham barooni shod,delam chatr nemikham ,.hazeram tame rah zire baroon beram ,ama to kenaram bashi o dastam o begiri bedoeem ke kamtar khis beshim,delam chatr nemikhad

[پاسخ]