فروشگاه عاشقانه جشنواره زمستانی فروشگاه اینترنتی ارسال رایگان
آخرين مطالب
آخرین محصولات
عضویت در خبرنامه
آخرين نظرات سايت
موضوعات
۱۲ ديدگاه
باید فراموشت کنم
نویسنده : 

bayad faramoshat konam aloneboy.com . بايد فراموشت كنم

باید فراموشت کنم چندیست تمرین می کنم

من می توانم، می شود آرام تلقین می کنم

با عکسهای دیگری تا صبح صحبت می کنم

با آن اتاق خویش را بیهوده تزیین می کنم

سخت است اما می شود در نقش یک عاقل روم

شب نه دعایت می کنم نه صبح نفرین می کنم

حالم نه اصلا خوب نیست تا بعد بهتر می شود

فکری برای این دل تنهای غمگین می کنم

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه, مریم حیدرزاده
۵ ديدگاه
از یاد رفته
نویسنده : 

az yad rafte aloneboy.com . از ياد رفته

یاد بگذشته به دل ماند و دریغ
نیست یاری که مرا یاد کند
دیده ام خیره به ره ماند و نداد
نامه ای تا دل من شاد کند
خود ندانم چه خطایی کردم
که ز من رشته الفت بگسست
در دلش جایی اگر بود مرا
پس چرا دیده ز دیدارم بست؟
هر کجا مینگرم باز هم اوست
که به چشمان ترم خیره شده
درد عشقست که با حسرت و سوز
بر دل پر شررم چیره شده
گفتم از دیده چو دورش سازم
بی گمان زودتر از دل برود

موضوع : شعر و دل نوشته, شعرهای عاشقانه, فروغ فرخ زاد
۵ ديدگاه
رویا
نویسنده : 

roya aloneboy.com . رويا

باز من ماندم و خلوتی سرد
خاطراتی ز بگذشته ای دور
یاد عشقی که با حسرت و درد
رفت و خاموش شد در دل گور

روی ویرانه های امیدم
دست افسونگری شمعی افروخت
مرده ئی چشم پرآتشش را
از دل گور بر چشم من دوخت

ناله کردم که ای وای، این اوست
در دلم از نگاهش، هراسی
خنده ای بر لبانش گذر کرد
کای هوسران، مرا می شناسی

موضوع : شعر و دل نوشته, فروغ فرخ زاد
۱۱ ديدگاه
با برگ
نویسنده : 

ba barg aloneboy.com . با برگ

حریق خزان بود
همه برگ ها آتش سرخ
همه شاخه ها شعله زرد
درختان همه دود پیچان
به تاراج باد
و برگی که می سوخت، میریخت، می مرد
و جامی سزاوار چندین هزار آفرین
که بر سنگ می خورد
من از جنگل شعله ها می گذشتم
غبار غروب
به روی درختان فرو می نشست
و باد غریب

موضوع : شعر و دل نوشته, فریدون مشیری
۱۰ ديدگاه
دکلمه زیبای “آخ روزگار” مازیار مقدم
نویسنده : 

maziar%20mogadam%20%5BAloneBoy.com%5D دکلمه زیبای آخ روزگار مازیار مقدم

یه نفر خوابش میاد واسه خواب جا نداره
یه نفر یه لقمه نون واسه فردا نداره
یه نفر میشینه و اسکناساشو میشمره
میخواد امتحان کنه تا که داره یا نداره
یه نفر از بس بزرگ خونشون گم میشه توش
اون یکی اتاقشون واسه همه جا نداره
بابا میخواد واسه دخترش عروسک بخره
انتخابم میکنه پولشو اما نداره
یکی دفترش پر از نقاشی و خط خطیه
اون یکی مداد برای آب و بابا نداره

موضوع : دکلمه, مازیار مقدم
صفحه 1 از 1612345678910...قبلی »